✅ #نهج_البلاغه
📚متن و ترجمهی بخش مرور شده از نامه ۳۱ (جلسه ۶)
🔹 أی بُنَی، إِنِّی وَ إِنْ لَمْ أَکنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ کانَ قَبْلِی
🔸ای پسرکم! همانا من اگرچه عمر نکردهام به اندازه عمر کسانی که بودند قبل من
🔹فقَدْ نَظَرْتُ فِی أَعْمَالِهِمْ وَ فَکرْتُ فِی أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِی آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ کأَحَدِهِمْ،
🔸پس به تحقیق با دقت نگاه کردم در کارهایشان و اندیشه کردم در اخبارشان و سیر کردم در میان آثارشان تا اینکه شدم مانند یکی از آنها
🔹بلْ کأَنِّی بِمَا انْتَهَى إِلَیّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ
🔸بلکه گویا من به سبب آنچه رسید به من از کارهایشان، به تحقیق که زندگی کردم با اولینشان تا آخرینشان
🔹فعَرَفْتُ صَفْوَ ذَلِک مِنْ کدَرِهِ وَ نَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ
🔸پس شناختم ذلال آن را از تیرهاش و سودش را از زیانش
🔹فاسْتَخْلَصْتُ لَک مِنْ کلِّ أَمْرٍ [جَلِیلَهُ] نَخِیلَهُ وَ تَوَخَّیتُ لَک جَمِیلَهُ وَ صَرَفْتُ عَنْک مَجْهُولَهُ،
🔸پس انتخاب کردم برای تو از هر کاری برترینش را و جستجو و انتخاب کردم برای تو زیبایش را و برگرداندم از تو نامعلوم آن را
🔹و رَأَیتُ حَیثُ عَنَانِی مِنْ أَمْرِک مَا یعْنِی الْوَالِدَ الشَّفِیقَ
🔸و دیدم که توجه من نسبت به کار تو توجه کردنِ پدری بسیار مهربانِ دلسوز است.
🔹و أَجْمَعْتُ عَلَیهِ مِنْ أَدَبِک أَنْ یکونَ ذَلِک وَ أَنْتَ مُقْبِلُ الْعُمُرِ وَ مُقْتَبَلُ الدَّهْرِ ذُو نِیةٍ سَلِیمَةٍ وَ نَفْسٍ صَافِیة.
🔸و تصمیم گرفتم نسبت به ادب آموختنت این که باشد آن درحالی که تو روی کنندهای عمر را و روبروشده هستی روزگار را، دارای نیتی سالم و روحی پاک هستی.
🔹و أَنْ أَبْتَدِئَک بِتَعْلِیمِ کتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِیلِهِ
🔸و اینکه شروع کنم تو را به آموختن کتاب خدای عزوجلّ و تأویل آن.
🔹و شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ وَ أَحْکامِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ، لَا أُجَاوِزُ ذَلِک بِک إِلَى غَیرِهِ،
🔸و قوانین اسلام و احکامش و حلال آن و حرام آن، درحالیکه تجاوزم نکنم از آن نسبت به تو به غیر آن.
🔹ثمَّ أَشْفَقْتُ أَنْ یلْتَبِسَ عَلَیک مَا اخْتَلَفَ النَّاسُ فِیهِ مِنْ أَهْوَائِهِمْ وَ آرَائِهِمْ مِثْلَ الَّذِی الْتَبَسَ عَلَیهِمْ،
🔸سپس ترسیدم که اشتباه شود بر تو آنچه اختلاف کردند مردم در آن از هواهای نفسشان و نظرهایشان، مانند آنچه اشتباه شد بر ایشان.
🔹فکانَ إِحْکامُ ذَلِک عَلَى مَا کرِهْتُ مِنْ تَنْبِیهِک لَهُ أَحَبَّ إِلَیّ مِنْ إِسْلَامِک إِلَى أَمْرٍ لَا آمَنُ عَلَیک [فِیهِ] بِهِ الْهَلَکةَ،
🔸پس بود استوار ساختن آن – با اینکه ناخوشنود بودم از آگاه کردنت نسبت به آن – دوستداشتنیتر نزد من نسبت به کاری که ایمن نیستم بر تو در مورد آن هلاکت را.
🔹و رَجَوْتُ أَنْ یوَفِّقَک اللَّهُ فِیهِ لِرُشْدِک وَ أَنْ یهْدِیک لِقَصْدِک، فَعَهِدْتُ إِلَیک وَصِیتِی هَذِه.
🔸و امیدوارم که توفیق دهد تو را خداوند در آن برای کمالت و اینکه هدایت کند تو را به راه پایدارت. پس نوشتم بهسوی این وصیتم را.
🔹و اعْلَمْ یا بُنَی أَنَّ أَحَبَّ مَا أَنْتَ آخِذٌ بِهِ إِلَیَّ مِنْ وَصِیتِی تَقْوَى اللَّهِ
🔸و بدان این پسرکم! براستی که دوستداشتنیترینِ آنچه که گیرنده هستی آن را، نزد من، از وصیتم؛ رعایت تقوای خداوند است.
🔹و الِاقْتِصَارُ عَلَى مَا فَرَضَهُ اللَّهُ عَلَیک
🔸و اکتفا کردن بر چیزی که واجب کرد آن را خداوند بر تو
🔹و الْأَخْذُ بِمَا مَضَى عَلَیهِ الْأَوَّلُونَ مِنْ آبَائِک وَ الصَّالِحُونَ مِنْ أَهْلِ بَیتِک،
🔸و عمل کردن به آنچه که گذشتند بر آن پشینیان از پدرانت و نیکان از خانوادهات.
🔹فإِنَّهُمْ لَمْ یَدَعُوا أَنْ نَظَرُوا لِأَنْفُسِهِمْ کمَا أَنْتَ نَاظِرٌ وَ فَکَّرُوا کمَا أَنْتَ مُفَکّرٌ،
🔸پس همانا ایشان رها نکردند نگاه کردن به خودشان را همانطور که نگاه کننده هستی و تفکر کردند همانطور که فکر کننده هستی.
🔹ثمَّ رَدَّهُمْ آخِرُ ذَلِک إِلَى الْأَخْذِ بِمَا عَرَفُوا وَ الْإِمْسَاک عَمَّا لَمْ یکلَّفُوا،
🔸سپس بازگشتشان پایان آن (تفکر و اندیشه) به سویِ عمل کردن به آنچه شناختند و خودداری کردن از آنچه تکلیف نشده بودند شد.
🔹فإِنْ أَبَتْ نَفْسُک أَنْ تَقْبَلَ ذَلِک دُونَ أَنْ تَعْلَمَ کمَا عَلِمُوا فَلْیکنْ طَلَبُک ذَلِک بِتَفَهُّمٍ وَ تَعَلُّمٍ
🔸پس اگر نخواست نفست این که بپذیرد آن را نه اینکه بفهمی همان طور که فهمیدند؛ پس باید خواستن تو آن (فهم) را به فهم عمیق و یادگیری باشد.
🔹لا بِتَوَرُّطِ الشُّبُهَاتِ وَ عُلَقِ الْخُصُومَاتِ،
🔸نه به فرو رفتن در شبههها و درگیری دشمنیها
💠 عضویت در کانال نثرطوبی
🆔 @nasretooba
🔘 Add a comment
- ۰ نظر
- ۲۹ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۳۹
- ۴۹ نمایش